|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 8:31 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
ماه خدا
لحظه هر افطار تو ماه رمضون- حداقل تا زمانی که گرمای تابستون و طولانی بودن روزها مارو از پا نداخته- مثل لحظه سال تحویل حس و حال و خوبی داره. لحظه ای که آدم حس میکنه خدا داره نگاهش میکنه. لحظه ای که معنوی میشه. لحظه ای که به دور از ماجراهای روز میشه به صدای معنوی استاد شجریان گوش داد. اجرای دلنشین علی درستکار رو قبل افطار دید که خیلی راحت به فارسی میگه : خدایا ازت معذرت میخوام! و همه این حال و هوای معنوی از شبکه ۱ پخش میشه (هنوز هم آدمای منصف همه جا هستن) . کاشکی همون اندازه که خدا مارو میدید ماهم اونو میدیدم شاید رفتارهامون نه اسلامی- که حداقل انسانی میشد! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 9:18 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
سال گاو امسال سال گاوه- سومین دوره ای که من به سال تولدم می رسم- بعضی وقت ها آدم انتظار داره که تو بعضی مواقع چیزهای خاصی براش بیاد چونکه فکر می کنه اون لحظات لحظات خاصی هستن. امسال برای من اینطوریه- چکار کنیم دیگه بالاخره اگه به قانون راز معتقد باشیم بی راه هم فکر نکردم. مثلا این موارد خاص که تو امسال دیدم مثل برف و بارون های بهاری بی سابقه بعد خشکی بی سابقه 87- مثل دوباره پدر شدنم، مثل وقایع خوب دیگه ای که انتظار می کشم، همه رو به همون حس نسبت می دم. نه برای فقط خودم، برای همه ی اونهایی که آدم های خوب و نسبتا خوب و کلا آدم هستند امیدوارم سال خوبی باشه. سال گاو سالی که پر از نعمت و رحمت باید باشه، و من تو هر ماه تا ماه 12 امسال انتظار دارم که از این وقایع خوب برای همه پیش بیاد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:28 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روز قبل در برنامه علمی "انسان و دانش" که از شبکه 7 پخش می شود، در تراژدی مستندی حمله چند شیر را به زرافه ای قوی هیکل نمایش داد. در این نبرد که بصورتی نابرابر جدال بین مرگ و زندگی رو نشون می داد، هر بیننده ای منتظر از پا افتادن زرافه ای بود که گاهی سه شیر بهش آویزون شده بودن. زرافه بر اساس غریزه یا هر حس امیدواری که تو وجودش می دید، می دوید و تلخی درد دندان در پوست و چنگال در گوشت را با شیرینی امید عوض می کرد ( و شاید با اون گردن درازش می تونست آیندشو ببینه). زرافه از دست شیرها فرار کرد اما این آخر قصه نبود. زمانی که زرافه خسته برای نوشیدن آب به کنار برکه رفت، زخم ها به او اجازه خم شدن و نوشیدن آب نمی دادن. تراژدیک ترین بخش داستان این قسمت بود که بقیه حیوانات آب می نوشیدن و او، اونا رو نگاه می کرد. فیلم رفتن های درمانده زرافه را بدون نمایش پایان ماجرا نشان داد، اما می شه خوشبینانه تصور کرد که اون توانسته دوره التیام زخم ها را با تشنگی سپری کرده و بعدش آب نوشیده باشه. کی می تونه بگه که زرافه برنده ماجرا بوده یا بازنده؟ به نظر من اون برنده بود حالا هرچی که می خواد آخر داستان بوده باشه. اگر توانایی دیدن افق های دور رو شاخصه قدرت زرافه قرار بدیم، بعضی وقتا تو زندگی ممکنه چنگال های بی رحمی، آدمای دوربین رو زخمی کنه اما میشه با قدرت همون وسعت دید، کاری کرد که از پا نیافتاد! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 15:2 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
داشتن یک احساس خوب در شروع یک روز ، می تونه براحتی موقع رانندگی با توقف برای عبور یک عابر پیاده ایجاد بشه، بهمین سادگی! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 8:10 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ورود به دنیای واقعی Team Working ما، از زمانی آغاز شد که در دیماه سال 83، زمانی که تازه گروه جدیدی در بخش فنی در حال شکل گیری بود، پروژه Snort را با آرش (جوان متواضعی که اون موقع دانشجوی کارشناسی ارشد شریف بود) تعریف کردیم، و بعد IDS ساختیم و IDP و ... . فقط در یک سال پس از این شروع خوب، گروهی قوی را درست کردیم که براستی افتخار آفرین بود. آرش آذرفر، ایوب ، حمید ، یاسر و حمیدرضا ، همه اون افراد توانمندی بودن که تیم رو تشکیل دادن و چه کارهای بزرگی که برای سازمان نکردن! و کمتر کسی هست که اونارو درک کنه! حالا بعد از 4 سال، و درست 4 سال بعد اون اتفاق خوب، از تیمی که چیز زیادی ازش نمونده، از تیمی که بچه هاش در کنار تمام اختلافات طلبگیشون، رابطه ی عاطفی و منسجم ایجاد کرده بودن، اولین عضوش داره جدا میشه، و همون جاهایی میره که اکثر تحصیل کرده های دانشگاه شریف رفتن! چه فرقی داره؟ آمریکا یا کانادا یا انگلیس یا فرانسه یا استرالیا یا ...؟! مهم اینه که سیستم نه تونست تیم رو حفظ کنه نه آدمای توانمند رو. آرش هم داره میره، مثل خیلی دیگه از بچه های دانشگاه های درجه یک، مثل رامتین شمس، رضا پورطوسی، آرش حاج ابولی، نیما دارابی، رضا سلیمی، کامبیز فرجی، ..... . دلمون خوشه که جدیدترین تکنولوژی روز رو میاریم تو سازمانهامون، غافل از اینکه چون متخصص استفاده از اونو قبلا صادر کردیم به کشورهای دیگه که همون تجهیزات پیشرفته رو طراحی کنن، نمی تونیم ازشون خوب استفاده کنیم. و این داستان همچنان سریال وار ادامه داره و برای همه داره عادی میشه! عادی میشه که بمونیم با گرفتاریهامون، با ندونسته کار کردنها و خراب کاری ها! با اونهایی که یکدفعه ای دکتر میشن و میشن مدیران تصمیم گیر! و با جای خالی اونهایی که زحمت کشیدن و رفتن و دکتر شدن یا دکتر شدن و رفتن! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:44 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
مثل خیلی صنایع دیگه ای که از خارج به ایران وارد شد و شروع کردن به مونتاژ کاری، این روزها دانش انجام پروژه هم همینطوری وارداتی شده و بدون اینکه درک عمیق و کامل از ابعاد پروژه ها باشه، گرته برداری نحوی و سهوی و سهلی مد شده. یکی از این گرته برداری ها، سرعت در پروژه است، همونطور که رانندگی بدون کمربند ایمنی بلای جون ایرانی ها شده بود، سرعت تو پروژه ها بدون رعایت پیش زمینه های اون هم بلای جون وقت و هزینه و آبروی کارشناسی تو ایران شده. این روزها خیلی مدیران یاد گرفتن که فقط کار رو سریع بخوان انجام بدن، لابد مثل خارجی ها، اما نتیجه اش چی؟ فکر کردن، طرح دادن، آنالیز کردن از اون بخش های بد (!) پروژه ها است که همون مدیرهایی که ذکر خیرشون کردم، خیلی ازش بدشون میاد، لابد خوب فکر کردن و طرح دادن به زمان مدیریت اونا نمیرسه! باید پروژه تو همون مقطع کوتاه مدیریت تعریف بشه و بعدش هم مثلا تموم بشه! خوب بعدش هم نتیجه همون میشه که می بینیم : پروژه های نیمه کاره، غیر اقتصادی، .... امام علی(ع) خوب میگه که اول فکر کن، بعد توکل کن و بعد اقدام به عمل کن. کاش به اندازه ادعای مسلمون بودنمون به این جملات توجه می کردیم! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 16:6 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
پیرمرد 82 ساله بیرجندی، در دانشگاه پیام نور، رشته مترجمی زبان قبول شد. به این میگن اراده برای شروعی دوباره در هر زمان! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 8:0 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
تیم فوتسال تیم لیبی رو برد، قبلش هم با بدشانسی با اسپانیا مساوی کرد، چند وقت پیش هم تیم والیبال قهرمان آسیا شد، تیم جوانان والیبال هم همینطور، به تیم بسکتبال هم میشه افتخار کرد، و به بقیه بازی های تیمی غیرمعروف، بدون آنکه بریز و بپاش آنچنانی داشته باشند، هوادارن سینه چاک و رنگ های آبی و قرمز، و از همه مهمتر مدیران لایق و ویژه (!) ، دارن خوب پیشرفت میکنن. ولی چون طرفدار زیادی ندارن، برای خیلی از آدمهای مهم ارزش تبلیغاتی ندارن پس فایده نداره که برای مدیریت اجباری اونها وقت بذارن. (بگذریم از اینکه تکواندو هم داره به سرنوشت فوتبال دچار میشه چون که تو المپیک قبلی با دو تا مدال داشت معروف میشد و ارزش وقت گذاشتن رو پبدا کرده بود، باز هم خدا پدر ساعی رو بیامرزه که ما و خیلی های دیگه رو خوشحال کرد و گرنه معجزه مدیران لایق رو تو تکواندو هم میدیدیم)
خدایا! وضعیت تیم های ملی مارو از حمایتهای مدیریتی ویژه به دور بدار! و اونا رو روز به روز موفق تر بگردان! آمین
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 8:17 توسط majid farahmand
|
|
||
|
|
|
|
|
یکبار دیگه هم تو جاده زندگی رسیدیم به شبهای قدر. دلهره امتحان، ترس از نگرفتن نمره، مشروطی، اصلا درس نخوندن و بی خیال بودن، می تونه یکی از اون حالتهایی باشه که ممکنه داشته باشیم.
خدایا! اون دعاهایی رو تو شبای قدر به قلبمون راه بده که خودت میدونی خیر تو اونه.
یادمون بنداز که استجابت دعا رو اول از تو بخوایم و بعدش به مدد خودت، با یک یا علی از خودمون.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 15:44 توسط majid farahmand
|
|
||