پروازی دیگر از نوعی تکراری
مدیریت پروژه، وارداتی
مثل خیلی صنایع دیگه ای که از خارج به ایران وارد شد و شروع کردن به مونتاژ کاری، این روزها دانش انجام پروژه هم همینطوری وارداتی شده و بدون اینکه درک عمیق و کامل از ابعاد پروژه ها باشه، گرته برداری نحوی و سهوی و سهلی مد شده. یکی از این گرته برداری ها، سرعت در پروژه است، همونطور که رانندگی بدون کمربند ایمنی بلای جون ایرانی ها شده بود، سرعت تو پروژه ها بدون رعایت پیش زمینه های اون هم بلای جون وقت و هزینه و آبروی کارشناسی تو ایران شده. این روزها خیلی مدیران یاد گرفتن که فقط کار رو سریع بخوان انجام بدن، لابد مثل خارجی ها، اما نتیجه اش چی؟ فکر کردن، طرح دادن، آنالیز کردن از اون بخش های بد (!) پروژه ها است که همون مدیرهایی که ذکر خیرشون کردم، خیلی ازش بدشون میاد، لابد خوب فکر کردن و طرح دادن به زمان مدیریت اونا نمیرسه! باید پروژه تو همون مقطع کوتاه مدیریت تعریف بشه و بعدش هم مثلا تموم بشه! خوب بعدش هم نتیجه همون میشه که می بینیم : پروژه های نیمه کاره، غیر اقتصادی، ....
امام علی(ع) خوب میگه که اول فکر کن، بعد توکل کن و بعد اقدام به عمل کن. کاش به اندازه ادعای مسلمون بودنمون به این جملات توجه می کردیم!