تاریخ ادیان در سوریه 

زیارتگاه هابیل، از آخرین مکان هایی بود که بازدید کردیم. وقتی در آن جایگاه به یاد می آوری که زمانی در اینجا اولین نبرد بین بدی و خوبی رخ داده است، احساسی گذری در عمق تاریخ، با گذشت سریع از تاریخی که هر یک از بازدیدکنندگان می دانند به انسان دست می دهد. با نگاه دقیق به کوه ها،  تپه ها و مراتع سرسبز آن ناحیه انگار می توان صدای باد را در بین مزرعه ای که هایبل ایجاد کرده بود شنید، و صدای دام های قابیل را، آنموقع می توان تاریخ چند هزارساله بشر را دید که چه کوتاه و پرهیاهو گذشته تا به امروز رسیده است. طول قبر حدودا چهار متری هابیل که در قیاس های اندازه های ما طولی دو برابر بلندترین انسان ها را دارد، در مقایسه با بسیاری از آفریده های خدا بسیار کوتاه است، و این نشان دهنده محدودیت های ذاتی ماست در مقابل عظمت آفرینش. و همین محدودیت است که نتوانست به قابیل کمک نماید که برای فرار از گناه خویش، بیش از مصر فرار کند. حالت عجیبی که در فضای طبیعت زیبای آنجا پیچیده است، با دیدن شجره نامه پیامبران کامل می شود. فقط حدود 42 پشت ما بین حضرت اول تا پیامبر خاتم راه است، و پس از آن نسل هایی که دین بر آنها تمام شد و ماندند با دشواری انتخاب راه مستقیم. همان راهی که خدا بر ما واجب  کرده که ده مرتبه در شبانه روز به عنوان اولین در خواست نماز از حضرتش بخواهیم: اهدناالصراط المستقیم.

انگار تمام تاریخ مهم بشر مذهبی جمع شده است در منطقه بین النهرین، سوریه و لبنان و عراق. در سوریه، می توان ردپای تمام وقایع مهم تاریخ ادیان را یافت: از نبرد هابیل و قابیل، تا مواعظ عیسی، تا سخنرانی قراء حضرت زینب در مسجد امویان و گردش سرهای شهدای کربلا، تا پایان تاریخ خاندانی که پیغمبران را دیده بودند: دختران حضرت علی، زینب و سکینه.