روز دوم: حضرت زینب و دکتر شریعتی

زیارت حضرت زینب، از برنامه های روز دوم بود. به دلیل تعطیلات خرداد، تعداد بسیار بسیار زیادی از ایران برای زیارت آمده بودند. با وجودموقعیت پایین اجتماعي منطقه حرم، یافتن پاسخ دلیل اینهمه اشتیاق، صرفا براي زيارت همچنان برایم جالب بود. در کنار زیارت حرم، از قبرستان شیعیان که قبر دکتر شریعتی  نیز در آنجا قرار داشت نیز دیدن کردیم. در مقبره جمله ای پر بار توجهم را جلب کرد: "ای زینب! نگو در کربلا چه گذشت، بگو ما چه کنیم؟" برایم این جمله بسیار جالب و در عین حال در آن مکان به جا بود. چرا همه ارتباط اکتسابی ما شده ذکر وقایع کربلا و بعد عرض حاجت! انجام هر چیز به جای خویش نیکوست. به یادآوری و خشوع در مقابل عظمت آن شجاعت و فداکاری، مرا وادار کرد که در آنجا از آن حضرت بخواهم که از ایشان همان را بخواهم که دکتر خواسته بود، راستی چرا به زور  می خواهیم از خدا آمرزش بگیریم؟ چرا از او نخواهیم به ما چگونه زیستنی را بیاموزد که لایق آمرزش شویم؟ انجام  روش صحیح در زندگی، آمرزش او را هم  به همراه خواهد داشت، ما هم خدا را بر اساس عظمتش ستایشی خاضعانه می کنیم. اگر حضرت علی آنگونه عبادت می کرد که متوجه نمی شد تیر از پایش بیرون کشیده اند، نه به دلیل گناهان زیاد بوده، که ما معتقدیم او معصوم است، بلکه به دلیل خود خدا بوده است. واقعا چه زماني روش عبادت مردم ما از آن مسیر اصلی خارج شد و جنبه کنونی را پیدا کرد؟